die Einsiedlerin
زن گوشهنشین، زاهد زن
Bedeutungen
1
زنی که زندگی منزوی و دور از جامعه را انتخاب میکند، معمولاً به دلایل مذهبی یا معنوی.
- Die Einsiedlerin verbrachte ihre Tage mit Gebet und Meditation.آن زن گوشهنشین روزهایش را با دعا و مراقبه میگذراند.
- Manche Frauen entscheiden sich bewusst dafür, als Einsiedlerin zu leben.برخی زنان آگاهانه تصمیم میگیرند که به عنوان زاهد زن زندگی کنند.
- Die Geschichte der Einsiedlerin wurde zu einer Legende in der Region.داستان آن زن منزوی به افسانهای در منطقه تبدیل شد.