der Einsturz
فروپاشی، ریزش
Bedeutungen
1
فروریختن ناگهانی و کامل یک سازه، ساختمان یا زمین به دلیل ضعف ساختاری، فشار یا عوامل طبیعی.
- Nach dem Erdbeben kam es zum Einsturz mehrerer alter Gebäude.پس از زلزله، چندین ساختمان قدیمی فرو ریختند.
- Der Einsturz der Brücke führte zu erheblichen Verkehrsbehinderungen.فروپاشی پل منجر به اختلالات شدید ترافیکی شد.
- Die Gefahr eines Einsturzes bestand, da die Wände marode waren.خطر فروپاشی وجود داشت، زیرا دیوارها فرسوده بودند.
2
شکست یا فروپاشی ناگهانی یک سیستم، سازمان، برنامه یا وضعیت.
- Der plötzliche Einsturz der Börsenkurse versetzte viele Anleger in Panik.فروپاشی ناگهانی قیمتهای سهام، بسیاری از سرمایهگذاران را به وحشت انداخت.
- Die Verhandlungen drohten im Einsturz zu enden, als die Fronten verhärteten.با سخت شدن مواضع، مذاکرات در آستانه فروپاشی قرار گرفتند.
- Der Einsturz des Vertrauens zwischen den Partnern war unvermeidlich.فروپاشی اعتماد بین شرکا اجتنابناپذیر بود.