die Einverleibung

Aussprache: /ˈaɪ̯nfɛɐ̯ˌlaɪ̯bʊŋ/
Worttrennung: Ein·ver·lei·bung
اسم

ادغام، جذب، گنجاندن

Bedeutungen

1

فرایند جذب، ادغام یا گنجاندن چیزی در یک کل بزرگتر، چه به صورت فیزیکی و چه به صورت انتزاعی (مانند جذب یک شرکت یا ادغام اطلاعات).

  • Die Einverleibung der kleineren Firma war ein strategischer Schritt.ادغام شرکت کوچکتر یک گام استراتژیک بود.
  • Die Einverleibung neuer Daten in die Datenbank dauerte mehrere Stunden.گنجاندن داده‌های جدید در پایگاه داده چندین ساعت طول کشید.
  • Die Einverleibung von Wissen geschieht durch Lernen und Übung.جذب دانش از طریق یادگیری و تمرین صورت می‌گیرد.