das Einweckglas

Aussprache: /ˈaɪ̯nvɛkˌɡlaːs/
Worttrennung: Ein·weck·glas
اسم

شیشه مربا یا کنسرو

Bedeutungen

1

ظرف شیشه‌ای دربسته که برای نگهداری طولانی مدت مواد غذایی مانند مربا، ترشی یا کنسرو استفاده می‌شود.

  • Sie füllte die Marmelade in saubere Einweckgläser.او مربا را در شیشه‌های تمیز مربا پر کرد.
  • Das Einweckglas muss vor dem Befüllen sterilisiert werden.شیشه مربا باید قبل از پر کردن استریل شود.
  • Im Keller lagerten viele Einweckgläser mit Obst und Gemüse.در زیرزمین، شیشه‌های زیادی از میوه و سبزیجات کنسرو شده نگهداری می‌شد.