die Einwohnerzahl

Aussprache: /ˈaɪ̯nvoːnɐˌt͡saːl/
Worttrennung: Ein·wohner·zahl
اسم

تعداد جمعیت، آمار جمعیت

Bedeutungen

1

تعداد کل افرادی که در یک منطقه جغرافیایی خاص (شهر، کشور و غیره) زندگی می‌کنند.

  • Die Einwohnerzahl der Stadt wächst stetig.تعداد جمعیت شهر به طور مداوم در حال افزایش است.
  • Die Einwohnerzahl Deutschlands beträgt über 83 Millionen.تعداد جمعیت آلمان بیش از ۸۳ میلیون نفر است.
  • Wir müssen die aktuelle Einwohnerzahl für die Statistik ermitteln.ما باید تعداد جمعیت فعلی را برای آمار تعیین کنیم.