der Einwurf

Aussprache: /ˈaɪ̯nvʊrf/
Wortzerlegung: Ein·wurf
اسم

پرتاب اوت (ورزش)، انداختن (نامه یا شیء در صندوق/سوراخ مخصوص)

Beispiele

  • Der Torjäger war in der 40. Minute nach einem ''Einwurf'' und Scharner-Verlängerung zur Stelle, er donnerte den Ball unhaltbar ins kurze Kreuzeck zur 2:0-Führung.گلزن در دقیقه ۴۰ پس از یک پرتاب اوت و اثرگذاری شارنر در صحنه حاضر شد، او توپ را مهارناپذیر به زاویه بسته دروازه کوبید تا نتیجه ۲ بر صفر شود.