die Einwurfflanke

Aussprache: /ˈaɪ̯nvʊrfˌflaŋkə/
Wortzerlegung: Ein·wurf·flan·ke
اسم

ارسال از اوت دستی (به سمت دروازه)

Beispiele

  • Nach einer ''Einwurfflanke'' von Luca Leib drückte David Klimek das Leder zum mittlerweile verdienten 2:2 über die Linie (64.).پس از یک ارسال از اوت دستی توسط لوکا لایب، دیوید کِلمِک توپ را برای نتیجه ۲-۲ که در آن زمان شایسته بود، به خط دروازه رساند (دقیقه ۶۴).