der Einzug

Aussprache: /ˈaɪ̯nt͡suːk/
Worttrennung: Ein·zug
اسم

نقل مکان، ورود، راهیابی (به مرحله بعدی)

Bedeutungen

1

عمل ورود به یک خانه یا آپارتمان جدید و شروع زندگی در آن؛ نقل مکان.

  • Der Einzug in die neue Wohnung ist nächste Woche.نقل مکان به آپارتمان جدید هفته آینده است.
  • Wir helfen unseren Freunden beim Einzug.ما به دوستانمان در اسباب‌کشی کمک می‌کنیم.
  • Der Einzug fand ohne Probleme statt.اسباب‌کشی بدون مشکل انجام شد.
2

راهیابی یا صعود به مراحل بالاتر در یک رقابت ورزشی یا مسابقه.

  • Der Einzug ins Finale war ein großer Erfolg für das Team.راهیابی به فینال موفقیت بزرگی برای تیم بود.
  • Mit diesem Sieg schaffte der Verein den Einzug in die nächste Runde.با این پیروزی، باشگاه به مرحله بعدی صعود کرد.
  • Der Einzug in die Bundesliga ist das Ziel des Vereins.صعود به بوندسلیگا هدف باشگاه است.