die Einzelspielerin

Aussprache: /ˈaɪ̯nt͡sl̩ˌʃpiːlərɪn/
Worttrennung: Ein·zel·spie·le·rin
اسم

بازیکن زن انفرادی

Bedeutungen

1

زنی که در یک بازی یا ورزش به صورت انفرادی شرکت می‌کند و نه در قالب تیم.

  • Die junge Einzelspielerin gewann überraschend das Tennisturnier.بازیکن زن انفرادی جوان به طور غیرمنتظره‌ای در مسابقات تنیس پیروز شد.
  • Sie bevorzugt es, als Einzelspielerin anzutreten, um ihre Fähigkeiten voll zu zeigen.او ترجیح می‌دهد به عنوان بازیکن انفرادی شرکت کند تا توانایی‌هایش را به طور کامل نشان دهد.
  • Die Einzelspielerin trainiert täglich mehrere Stunden, um ihre Leistung zu verbessern.بازیکن زن انفرادی روزانه چندین ساعت تمرین می‌کند تا عملکرد خود را بهبود بخشد.