die Eisbank
توده یخ، توده یخ شناور
Bedeutungen
1
توده بزرگی از یخ که در آب شناور است، مانند کوه یخ یا یخ شناور.
- Das Schiff musste der Eisbank ausweichen.کشتی مجبور شد از توده یخ شناور دوری کند.
- Eine große Eisbank trieb im Meer.یک توده یخ بزرگ در دریا شناور بود.
- Die Sicht war schlecht wegen der Eisbank.دید به دلیل توده یخ بد بود.