die Eisbrecherfrage

Aussprache: /ˈaɪ̯sbʁɛçɐˌfraːɡə/
Worttrennung: Eis·bre·cher·fra·ge
اسم

سوال یخ‌شکن (سوال بی‌ضرر و معمولاً روزمره برای شروع بحث)

Bedeutungen

1

سوالی که برای شروع یک مکالمه یا بحث، به ویژه در موقعیت‌هایی که افراد یکدیگر را نمی‌شناسند یا جو سنگینی وجود دارد، مطرح می‌شود تا یخ بین افراد شکسته شود و فضا دوستانه‌تر گردد.

  • Als Eisbrecherfrage stellte er, wie das Wetter sei.به عنوان سوال یخ‌شکن، او پرسید که هوا چطور است.
  • Eine gute Eisbrecherfrage kann die Atmosphäre in einem Meeting auflockern.یک سوال یخ‌شکن خوب می‌تواند جو یک جلسه را شاداب کند.
  • Was ist Ihr Lieblingshobby? war die erste Eisbrecherfrage des Abends.سرگرمی مورد علاقه شما چیست؟ اولین سوال یخ‌شکن شب بود.