der Eisenbeißer

Aussprache: /ˈaɪ̯zn̩ˌbaɪ̯sɐ/
Worttrennung: Ei·sen·bei·ßer
اسم

کسی که لاف می‌زند / کسی که اراده‌ای پولادین دارد

Bedeutungen

1

اصطلاحاً به فردی گفته می‌شود که ادعاهای بزرگ و جسورانه‌ای می‌کند اما در عمل توانایی یا اراده لازم برای تحقق آن‌ها را ندارد؛ کسی که بیشتر لاف می‌زند.

  • Er prahlt immer mit seinen Erfolgen, aber am Ende ist er nur ein Eisenbeißer.او همیشه به موفقیت‌هایش بالیده است، اما در نهایت او فقط یک لاف‌زن است.
  • Lass dich von seinen Worten nicht täuschen, er ist ein typischer Eisenbeißer.فریب حرف‌هایش را نخور، او یک لاف‌زن معمولی است.
  • Manche Leute reden viel, sind aber im Grunde nur Eisenbeißer ohne Taten.برخی افراد زیاد حرف می‌زنند، اما در اصل فقط لاف‌زنانی بدون عمل هستند.
2

به ندرت، به فردی با اراده‌ای بسیار قوی و سرسخت که می‌تواند بر مشکلات دشوار غلبه کند، اشاره دارد (کاربرد کمتر رایج و گاهی قدیمی).

  • Trotz aller Widrigkeiten bewies er, dass er kein Eisenbeißer war, sondern ein echter Kämpfer.او با وجود تمام سختی‌ها ثابت کرد که یک لاف‌زن نیست، بلکه یک مبارز واقعی است.
  • Der alte Bergsteiger war ein wahrer Eisenbeißer, der jeden Gipfel bezwang.کوهنورد پیر یک فرد با اراده پولادین واقعی بود که بر هر قله‌ای غلبه می‌کرد.
  • Manche sagen, er sei ein Eisenbeißer, weil er nie aufgibt.برخی می‌گویند او اراده‌ای پولادین دارد زیرا هرگز تسلیم نمی‌شود.