der Eisenreifen

Aussprache: /aɪ̯zn̩ˌraɪ̯fn̩/
Worttrennung: Ei·sen·rei·fen
اسم

حلقه آهنی

Bedeutungen

1

حلقه‌ای که از جنس آهن ساخته شده و معمولاً برای استحکام بخشیدن به اشیاء چوبی مانند چرخ‌ها یا بشکه‌ها به دور آن‌ها بسته می‌شود.

  • Der Wagenrad war mit einem dicken Eisenreifen verstärkt.چرخ گاری با یک حلقه آهنی ضخیم تقویت شده بود.
  • Der Schmied formte den heißen Eisenreifen um das Holz.آهنگر حلقه آهنی داغ را دور چوب شکل داد.
  • Manche alten Fässer haben noch einen sichtbaren Eisenreifen.برخی بشکه‌های قدیمی هنوز یک حلقه آهنی قابل مشاهده دارند.