die Eiseskälte

Aussprache: /ˈaɪ̯zəsˌkɛltə/
Worttrennung: Ei·ses·käl·te
اسم

سرمای یخبندان، سرمای شدید

Bedeutungen

1

سرمای بسیار شدید و طاقت‌فرسا، سرمایی که حس یخ‌زدگی را القا می‌کند.

  • Wir mussten wegen der Eiseskälte drinnen bleiben.ما مجبور بودیم به دلیل سرمای یخبندان در خانه بمانیم.
  • Die Eiseskälte ließ die Bäume unter einer Schneedecke gefrieren.سرمای شدید باعث شد درختان زیر پوشش برف یخ بزنند.
  • Er fror in der Eiseskälte, obwohl er warm angezogen war.او در سرمای شدید یخ می‌زد، هرچند لباس گرم پوشیده بود.