die Eiseskälte
سرمای یخبندان، سرمای شدید
Bedeutungen
1
سرمای بسیار شدید و طاقتفرسا، سرمایی که حس یخزدگی را القا میکند.
- Wir mussten wegen der Eiseskälte drinnen bleiben.ما مجبور بودیم به دلیل سرمای یخبندان در خانه بمانیم.
- Die Eiseskälte ließ die Bäume unter einer Schneedecke gefrieren.سرمای شدید باعث شد درختان زیر پوشش برف یخ بزنند.
- Er fror in der Eiseskälte, obwohl er warm angezogen war.او در سرمای شدید یخ میزد، هرچند لباس گرم پوشیده بود.