der Eisklotz
تکه یخ بزرگ، کلوخ یخ
Bedeutungen
1
قطعه بزرگ و معمولاً مکعبی یا مستطیلی شکل یخ، اغلب برای خنک کردن یا نگهداری مواد غذایی استفاده میشود؛ مشابه 'Eisbrocken' اما گاهی با شکل منظمتر.
- Der Eisklotz im Getränk hielt es lange kühl.تکه یخ بزرگ نوشیدنی را مدت طولانی خنک نگه داشت.
- Für das Buffet wurde ein großer Eisklotz benötigt.برای بوفه به یک کلوخ یخ بزرگ نیاز بود.
- Der Fischer legte den Fang auf einen Eisklotz.ماهیگیر صید خود را روی یک تکه یخ بزرگ گذاشت.