der Eiskunstläufer

Aussprache: /ˈaɪ̯skʊnstˌlɔɪ̯fɐ/
Worttrennung: Eis·kunst·läu·fer
اسم

اسکیت‌باز نمایشی (مرد)، پاتیناژکار (مرد)

Bedeutungen

1

مرد ورزشکاری که در رشته اسکیت نمایشی (پاتیناژ) فعالیت می‌کند و حرکات نمایشی و تکنیکی را روی یخ اجرا می‌کند.

  • Der Eiskunstläufer gewann die Goldmedaille bei den Olympischen Spielen.اسکیت‌باز نمایشی مرد مدال طلا را در بازی‌های المپیک کسب کرد.
  • Als junger Eiskunstläufer träumte er von einer Karriere auf dem Eis.او به عنوان اسکیت‌باز نمایشی جوان، رویای حرفه‌ای شدن در یخ را داشت.
  • Der Eiskunstläufer präsentierte eine schwierige Sprungkombination.اسکیت‌باز نمایشی مرد یک ترکیب پرش دشوار را ارائه داد.