der Eistänzer
رقصنده روی یخ (مرد)
Bedeutungen
1
مردی که در رشته رقص روی یخ فعالیت حرفهای یا آماتور دارد.
- Der junge Eistänzer trainiert täglich für die Meisterschaft.رقصنده جوان روی یخ هر روز برای مسابقات قهرمانی تمرین میکند.
- Als Kind träumte er davon, ein berühmter Eistänzer zu werden.او در کودکی آرزو داشت که یک رقصنده روی یخ مشهور شود.
- Der erfahrene Eistänzer zeigte eine beeindruckende Kür.رقصنده باتجربه روی یخ یک برنامه نمایشی تاثیرگذار را اجرا کرد.