der Eistänzer

Aussprache: /ˈaɪ̯sˌtɛntsɐ/
Worttrennung: Ei·stän·zer
اسم

رقصنده روی یخ (مرد)

Bedeutungen

1

مردی که در رشته رقص روی یخ فعالیت حرفه‌ای یا آماتور دارد.

  • Der junge Eistänzer trainiert täglich für die Meisterschaft.رقصنده جوان روی یخ هر روز برای مسابقات قهرمانی تمرین می‌کند.
  • Als Kind träumte er davon, ein berühmter Eistänzer zu werden.او در کودکی آرزو داشت که یک رقصنده روی یخ مشهور شود.
  • Der erfahrene Eistänzer zeigte eine beeindruckende Kür.رقصنده باتجربه روی یخ یک برنامه نمایشی تاثیرگذار را اجرا کرد.