der Eiswürfel
قطعه یخ، یخ مکعبی
Bedeutungen
1
قطعات کوچک یخ که معمولاً به شکل مکعب برای خنک کردن نوشیدنیها استفاده میشوند.
- Gib bitte ein paar Eiswürfel in mein Glas.لطفاً چند تکه یخ در لیوان من بریز.
- Ohne Eiswürfel schmeckt der Eistee nicht so gut.چای سرد بدون تکههای یخ به این خوبی مزه نمیدهد.
- Der Barkeeper füllte den Shaker mit Eiswürfeln.متصدی بار شیکر را با تکههای یخ پر کرد.