die Eiswüste

Aussprache: /ˈaɪ̯sˌvyːstə/
Worttrennung: Eis·wüs·te
اسم

بیابان یخ‌زده، منطقه قطبی

Bedeutungen

1

منطقه‌ای وسیع و پوشیده از یخ و برف که فاقد پوشش گیاهی قابل توجه است، مانند مناطق قطبی.

  • Die Antarktis ist eine riesige Eiswüste.قطب جنوب یک بیابان یخ‌زده عظیم است.
  • In der Eiswüste gibt es kaum Leben.در بیابان یخ‌زده تقریباً هیچ حیاتی وجود ندارد.
  • Die Expedition durchquerte die gefrorene Eiswüste.این هیئت اکتشافی از بیابان یخ‌زده عبور کرد.