Ekel erregend

Aussprache: /ˈeːkl̩ ɛɐ̯ˈreːɡənt/
Worttrennung: Ekel er·re·gend
صفت

نفرت‌انگیز، حال بهم‌زننده، انزجارآور

Bedeutungen

1

چیزی که باعث ایجاد حس انزجار، نفرت یا حال‌به‌هم‌خوردگی شدید می‌شود.

  • Der Anblick des verrotteten Essens war ekelerregend.منظره غذای فاسد شده حال بهم‌زننده بود.
  • Seine grausamen Taten waren für alle Zuschauer ekelerregend.اعمال بی‌رحمانه او برای همه تماشاگران انزجارآور بود.
  • Der Geruch aus dem Mülleimer war wirklich ekelerregend.بوی سطل زباله واقعاً نفرت‌انگیز بود.