Ekel erregend
نفرتانگیز، حال بهمزننده، انزجارآور
Bedeutungen
1
چیزی که باعث ایجاد حس انزجار، نفرت یا حالبههمخوردگی شدید میشود.
- Der Anblick des verrotteten Essens war ekelerregend.منظره غذای فاسد شده حال بهمزننده بود.
- Seine grausamen Taten waren für alle Zuschauer ekelerregend.اعمال بیرحمانه او برای همه تماشاگران انزجارآور بود.
- Der Geruch aus dem Mülleimer war wirklich ekelerregend.بوی سطل زباله واقعاً نفرتانگیز بود.