die Elastizität

Aussprache: /ˌelastitsiˈtɛːt/
Worttrennung: Elas·ti·zi·tät
اسم

کشسانی، انعطاف‌پذیری

Bedeutungen

1

قابلیت کشیده شدن و بازگشتن به شکل اولیه بدون تغییر دائمی.

  • Die Elastizität des Gummibandes ist beeindruckend.کشسانی کش لاستیکی چشمگیر است.
  • Mit dem Alter nimmt die Elastizität der Haut ab.با افزایش سن، انعطاف‌پذیری پوست کاهش می‌یابد.
  • Die Elastizität von Materialien ist wichtig für viele Anwendungen.کشسانی مواد برای بسیاری از کاربردها مهم است.
2

انعطاف‌پذیری در تفکر، رفتار یا سازگاری با شرایط متغیر.

  • Seine Fähigkeit zur Anpassung zeigt seine große Elastizität.توانایی او برای سازگاری، انعطاف‌پذیری زیادش را نشان می‌دهد.
  • Die Elastizität des Marktes ist entscheidend für den Erfolg.انعطاف‌پذیری بازار برای موفقیت حیاتی است.
  • Wir brauchen mehr Elastizität in unseren Plänen.ما به انعطاف‌پذیری بیشتری در برنامه‌هایمان نیاز داریم.