der Elefantenfuß

Aussprache: /eleˈfantn̩ˌfuːs/
Worttrennung: Ele·fan·ten·fuß
اسم

پای فیل (گیاه)، پای فیل (ابزار)، فیلاریازیس (بیماری)

Bedeutungen

1

نام گیاهی با ساقه ضخیم و متورم شبیه پای فیل (مانند Beaucarnea recurvata).

  • Der Elefantenfuß ist eine pflegeleichte Zimmerpflanze.پای فیل یک گیاه آپارتمانی کم‌نگهداری است.
  • Mit seinem dicken Stamm sieht der Elefantenfuß aus wie ein kleiner Baum.پای فیل با تنه ضخیمش شبیه یک درخت کوچک به نظر می‌رسد.
  • Sie hat einen Elefantenfuß auf dem Balkon, der schon viele Jahre alt ist.او یک گیاه پای فیل در بالکن دارد که سال‌هاست عمر کرده است.
2

ابزاری که برای صاف کردن یا کوبیدن سطوح، به ویژه در ساخت و ساز یا باغداری، استفاده می‌شود و شکلی شبیه پای فیل دارد.

  • Der Bauarbeiter benutzte einen schweren Elefantenfuß, um den Boden zu verdichten.کارگر ساختمانی از یک پای فیل سنگین برای فشرده کردن زمین استفاده کرد.
  • Mit diesem Elefantenfuß kann man Kies gut plätten.با این پای فیل می‌توان سنگریزه را به خوبی صاف کرد.
  • Der Gärtner verwendete einen Elefantenfuß, um die Wege im Garten anzulegen.باغبان از پای فیل برای ایجاد مسیرها در باغ استفاده کرد.
3

نامی غیررسمی برای بیماری فیلاریازیس (Filariasis) که باعث تورم شدید اندام‌ها، به ویژه پاها، می‌شود.

  • Der Arzt diagnostizierte Elefantenfuß aufgrund der starken Schwellung.پزشک به دلیل تورم شدید، بیماری پای فیل را تشخیص داد.
  • Die Krankheit Elefantenfuß wird durch Parasiten verursacht.بیماری پای فیل توسط انگل‌ها ایجاد می‌شود.
  • In einigen tropischen Regionen ist Elefantenfuß eine verbreitete Krankheit.در برخی مناطق استوایی، بیماری پای فیل یک بیماری شایع است.