der Elfenbeinjäger
شکارچی عاج
Bedeutungen
1
شخصی که حیواناتی مانند فیلها را به خاطر عاجشان شکار میکند؛ اغلب با بار معنایی منفی و اشاره به شکار غیرقانونی.
- Der Elfenbeinjäger wurde für seine Taten zur Rechenschaft gezogen.شکارچی عاج به خاطر اعمالش مورد بازخواست قرار گرفت.
- Der Schutz der Elefanten vor dem Elfenbeinjäger ist eine globale Aufgabe.محافظت از فیلها در برابر شکارچی عاج یک وظیفه جهانی است.
- Die Nachfrage nach Elfenbein treibt die Jagd durch den Elfenbeinjäger an.تقاضا برای عاج، شکار توسط شکارچی عاج را تشدید میکند.