der Elfenkönig

Aussprache: /ˈɛlfənˌkøːnɪç/
Worttrennung: El·fen·kö·nig
اسم

پادشاه اِلف‌ها

Bedeutungen

1

شخصیت افسانه‌ای یا داستانی که به عنوان فرمانروای الف‌ها (موجودات جادویی در فولکلور) توصیف می‌شود.

  • Im Märchen kämpft der Ritter gegen den bösen Elfenkönig.در افسانه، شوالیه با پادشاه شرور الف‌ها می‌جنگد.
  • Der Elfenkönig herrscht über ein verborgenes Reich im Wald.پادشاه الف‌ها بر سرزمینی پنهان در جنگل حکومت می‌کند.
  • Die Legende erzählt von der Macht und Weisheit des Elfenkönigs.افسانه از قدرت و خرد پادشاه الف‌ها می‌گوید.