اسم
خانه پدری، خانه والدین؛ خانواده (با شیوه تربیتشان)
جملات نمونه برای Elternhaus:
„In den frühen Morgenstunden packte er kalt entschlossen statt der Schulsachen ein paar Kleider in seinen Ranzen, dazu alles Geld, das er sich insgeheim mühsam zusammengespart hatte, und verließ sein ''Elternhaus,'' um fast drei Jahrzehnte lang nicht wiederzukehren, auch nicht zum Begräbnis seiner Mutter.“
در ساعات اولیه صبح، او با عزمی راسخ و خونسردانه، به جای لوازم مدرسه، چند دست لباس در کولهپشتیاش گذاشت، به علاوه تمام پولی که مخفیانه و با زحمت پسانداز کرده بود، و خانه پدریاش را ترک کرد تا تقریباً سه دهه بازنگردد، حتی برای مراسم خاکسپاری مادرش.