die Elternsprecherin
نماینده والدین (در یک گروه خاص از کودکان)
Beispiele
- Als ''Elternsprecherin'' lerne ich, einen Online-Mob zu beruhigen, der kurz davor ist, Fackeln auszupacken, um Patient 0 der neuen Läuse-Welle in der Kita zu finden.به عنوان نماینده والدین، یاد میگیرم که چگونه یک گروه آنلاین را آرام کنم که در آستانه برداشتن مشعل برای یافتن بیمار صفر موج جدید شپش در مهدکودک است.