اسم
ایمو (خردهفرهنگ جوانان، فرد افسرده یا پیرو سبک ایمو)
جملات نمونه برای Emo:
Er mag die Musik der ''Emos'' nicht.
او موسیقی ایموها را دوست ندارد.
Er ist grad in einer Phase als ''Emo.''
او در حال حاضر در فازِ یک ایمو است.
Die meisten Klischees über ''Emos'' sind falsch und unverschämt.
بیشتر کلیشهها درباره ایموها غلط و توهینآمیز هستند.