die Empathielosigkeit

Aussprache: /ɛmpathiˈloːzɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Em·pa·thie·lo·sig·keit
اسم

عدم همدلی، بی‌رحمی

Bedeutungen

1

فقدان توانایی یا تمایل به درک و به اشتراک گذاشتن احساسات دیگران؛ بی‌تفاوتی نسبت به رنج دیگران.

  • Seine Empathielosigkeit machte ihn zu einem schwierigen Vorgesetzten.عدم همدلی او، او را به یک رئیس دشوار تبدیل کرده بود.
  • Die Empathielosigkeit in der Gesellschaft ist ein wachsendes Problem.عدم همدلی در جامعه یک مشکل رو به رشد است.
  • Manche Kritiker warfen dem Politiker Empathielosigkeit vor.برخی منتقدان، بی‌رحمی را به سیاستمدار نسبت دادند.