die Empathielosigkeit
عدم همدلی، بیرحمی
Bedeutungen
1
فقدان توانایی یا تمایل به درک و به اشتراک گذاشتن احساسات دیگران؛ بیتفاوتی نسبت به رنج دیگران.
- Seine Empathielosigkeit machte ihn zu einem schwierigen Vorgesetzten.عدم همدلی او، او را به یک رئیس دشوار تبدیل کرده بود.
- Die Empathielosigkeit in der Gesellschaft ist ein wachsendes Problem.عدم همدلی در جامعه یک مشکل رو به رشد است.
- Manche Kritiker warfen dem Politiker Empathielosigkeit vor.برخی منتقدان، بیرحمی را به سیاستمدار نسبت دادند.