der Empiriokritizismus

Aussprache: /ɛmpiˌriːoːkritiˈtsɪsmʊs/
Worttrennung: Em·pi·rio·kri·ti·zis·mus
اسم

تجربه‌گرایی انتقادی، امپریوکریتیسیسم

Bedeutungen

1

یک مکتب فلسفی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که بر اساس تجربه به عنوان تنها منبع دانش بنا شده بود و سعی در نقد و پالایش مفاهیم علمی داشت.

  • Der Empiriokritizismus beeinflusste die Entwicklung der modernen Physik.امپریوکریتیسیسم بر توسعه فیزیک مدرن تأثیر گذاشت.
  • Vertreter des Empiriokritizismus lehnten metaphysische Annahmen ab.نمایندگان امپریوکریتیسیسم فرضیات متافیزیکی را رد می‌کردند.
  • Die Ideen des Empiriokritizismus waren umstritten.ایده‌های امپریوکریتیسیسم بحث‌برانگیز بودند.