der Emporkömmling
نوکیسه، تازه به دوران رسیده (با بار معنایی منفی)
Bedeutungen
1
شخصی که به تازگی به ثروت یا موقعیت اجتماعی بالایی دست یافته است، اغلب با این تلقی که شایستگی آن را نداشته یا از راههای نامناسب به آن رسیده است و اغلب با حسادت یا تحقیر دیگران همراه است.
- Der alte Adel blickte auf den reichen Emporkömmling mit Verachtung herab.اشراف قدیمی با تحقیر به نوکیسه ثروتمند نگاه میکردند.
- Manche Leute sehen in jedem erfolgreichen Unternehmer einen Emporkömmling, der nur Glück hatte.برخی افراد هر کارآفرین موفقی را یک تازه به دوران رسیدهای میدانند که فقط شانس آورده است.
- Der Emporkömmling protzte mit seinem neuen Reichtum und ignorierte seine alten Freunde.نوکیسه با ثروت جدیدش خودنمایی میکرد و دوستان قدیمیاش را نادیده میگرفت.