اسم
برداشت، استخراج، بیرون آوردن
جملات نمونه برای Entnahme:
„Damit eine zytologische Beurteilung möglich ist, muss deshalb die Zeit zwischen ''Entnahme'' und Verarbeitung der Urinprobe möglichst kurz gehalten werden.“
«بنابراین، برای امکانپذیر شدن ارزیابی سیتولوژیک، زمان بین برداشت و پردازش نمونه ادرار باید تا حد امکان کوتاه نگه داشته شود.»
„Als Reaktion auf die Trockenheit kündigen immer mehr Landkreise und Städte an, die ''Entnahme'' von Oberflächenwasser zu untersagen.“
«در واکنش به خشکسالی، مناطق و شهرهای بیشتری اعلام میکنند که برداشت آب سطحی را ممنوع خواهند کرد.»