die Entrückung
خلسه، از خود بیخود شدن
Bedeutungen
1
حالت روحی یا معنوی که در آن فرد احساس میکند از دنیای مادی جدا شده و به سطحی بالاتر یا قلمرویی دیگر منتقل شده است.
- Die Musikerin geriet während des Konzerts in eine tiefe Entrückung.موسیقیدان در طول کنسرت به خلسه عمیقی فرو رفت.
- Für viele Gläubige ist die Entrückung ein Zeichen der göttlichen Nähe.برای بسیاری از مؤمنان، خلسه نشانه نزدیکی الهی است.
- In seiner Malerei versuchte er, das Gefühl der Entrückung darzustellen.او در نقاشیهایش سعی کرد احساس خلسه را به تصویر بکشد.