die Entrückung

Aussprache: /ɛntˈʁʏkʊŋ/
Worttrennung: Ent·rü·ckung
اسم

خلسه، از خود بی‌خود شدن

Bedeutungen

1

حالت روحی یا معنوی که در آن فرد احساس می‌کند از دنیای مادی جدا شده و به سطحی بالاتر یا قلمرویی دیگر منتقل شده است.

  • Die Musikerin geriet während des Konzerts in eine tiefe Entrückung.موسیقیدان در طول کنسرت به خلسه عمیقی فرو رفت.
  • Für viele Gläubige ist die Entrückung ein Zeichen der göttlichen Nähe.برای بسیاری از مؤمنان، خلسه نشانه نزدیکی الهی است.
  • In seiner Malerei versuchte er, das Gefühl der Entrückung darzustellen.او در نقاشی‌هایش سعی کرد احساس خلسه را به تصویر بکشد.