die Entwürdigung
اهانت، بیاعتبار کردن، توهین، تحقیر
Bedeutungen
1
عملی که باعث از دست دادن شرافت، احترام یا ارزش فردی میشود؛ تحقیر یا توهین شدید.
- Die öffentliche Entwürdigung des Angeklagten war nicht gerechtfertigt.تحقیر عمومی متهم توجیهپذیر نبود.
- Er empfand die Behandlung im Gefängnis als eine ständige Entwürdigung.او رفتار در زندان را به عنوان یک تحقیر مداوم تلقی میکرد.
- Solche Worte sind eine klare Entwürdigung der menschlichen Würde.چنین سخنانی توهین آشکار به کرامت انسانی است.