die Erbärmlichkeit
رقتانگیزی، درماندگی، فلاکت
Bedeutungen
1
وضعیت یا کیفیتی که باعث ترحم، دلسوزی یا تحقیر میشود؛ وضعیت بسیار بد و ناگوار.
- Die Erbärmlichkeit seiner Lage berührte die Helfer tief.رقتانگیزی وضعیت او، امدادگران را عمیقاً تحت تأثیر قرار داد.
- Er lebte in völliger Erbärmlichkeit, ohne Nahrung und Obdach.او در فلاکت کامل، بدون غذا و سرپناه زندگی میکرد.
- Die Armut und die Erbärmlichkeit des Viertels waren offensichtlich.فقر و درماندگی این محله آشکار بود.