die Erbötigkeit
خدمتگزاری، اطاعت، چاپلوسی
Bedeutungen
1
حالت یا عمل خدمت کردن با فروتنی و اطاعت، اغلب در موقعیتی که فرد در جایگاه پایینتری قرار دارد.
- Er zeigte eine große Erbötigkeit gegenüber seinem Vorgesetzten.او فروتنی زیادی در قبال مافوق خود نشان داد.
- Die Erbötigkeit des Dieners war sprichwörtlich.خدمتگزاری نوکر زبانزد خاص و عام بود.
- In alten Zeiten war die Erbötigkeit gegenüber dem Adel üblich.در زمانهای قدیم، اطاعت در برابر اشراف رایج بود.
2
رفتار چاپلوسانه یا تملقآمیز برای جلب رضایت یا منفعت.
- Seine ständige Erbötigkeit wurde von allen durchschaut.چاپلوسی مداوم او توسط همه درک شد.
- Manche Leute verwechseln Höflichkeit mit Erbötigkeit.برخی افراد ادب را با چاپلوسی اشتباه میگیرند.
- Die Erbötigkeit des Hofschraners diente nur seinem eigenen Vorteil.چاپلوسی درباری فقط به نفع خودش بود.