die Erbötigkeit

Aussprache: /ɛrˈbøːtɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Er·bö·tig·keit
اسم

خدمتگزاری، اطاعت، چاپلوسی

Bedeutungen

1

حالت یا عمل خدمت کردن با فروتنی و اطاعت، اغلب در موقعیتی که فرد در جایگاه پایین‌تری قرار دارد.

  • Er zeigte eine große Erbötigkeit gegenüber seinem Vorgesetzten.او فروتنی زیادی در قبال مافوق خود نشان داد.
  • Die Erbötigkeit des Dieners war sprichwörtlich.خدمتگزاری نوکر زبانزد خاص و عام بود.
  • In alten Zeiten war die Erbötigkeit gegenüber dem Adel üblich.در زمان‌های قدیم، اطاعت در برابر اشراف رایج بود.
2

رفتار چاپلوسانه یا تملق‌آمیز برای جلب رضایت یا منفعت.

  • Seine ständige Erbötigkeit wurde von allen durchschaut.چاپلوسی مداوم او توسط همه درک شد.
  • Manche Leute verwechseln Höflichkeit mit Erbötigkeit.برخی افراد ادب را با چاپلوسی اشتباه می‌گیرند.
  • Die Erbötigkeit des Hofschraners diente nur seinem eigenen Vorteil.چاپلوسی درباری فقط به نفع خودش بود.