der Erbonkel
عمو/دایی ثروتمند (که انتظار ارث از او میرود)
Beispiele
- Ich habe einen ''Erbonkel'' in Amerika, der mit Immobiliengeschäften reich geworden ist.من یک عموی ثروتمند در آمریکا دارم که با معاملات املاک ثروتمند شده است.
- Gewiß, meine Mutter war eine Pommersche, noch dazu von der Insel Usedom, und ihr Bruder, nun ja, der hieß Dubslav. Und so war denn gegen den Namen schon um des Onkels willen nicht viel einzuwenden, und um so weniger, als er ein ''Erbonkel'' war.مطمئناً، مادرم اهل پومرن بود، آن هم از جزیره اوزدوم، و برادرش، خب، نامش دوبسلاو بود. و بنابراین، به خاطر عمو هم نمیشد به نام ایراد زیادی گرفت، و به این دلیل که او یک عموی ثروتمند بود، کمتر هم میشد ایراد گرفت.