der Erhängter
فرد حلق آویز شده
Bedeutungen
1
شخصی که به وسیله طناب یا ریسمان از طریق حلق آویز شدن مرده است.
- Der Erhängte wurde am nächsten Morgen gefunden.فرد حلق آویز شده صبح روز بعد پیدا شد.
- Die Polizei untersuchte den Fall des Erhängten.پلیس پرونده فرد حلق آویز شده را بررسی کرد.
- Das Bild zeigte einen Erhängten im Wald.تصویر فردی حلق آویز شده در جنگل را نشان میداد.