die Erinnerungsfetzen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʔɪnəʁʊŋsˌfɛt͡sn̩/
Worttrennung: Er·in·ne·rungs·fet·zen
اسم

تکه خاطره، خاطره مبهم

Bedeutungen

1

قطعات کوچک، پراکنده و اغلب مبهم از خاطرات گذشته که به طور کامل به یاد نمی‌آیند.

  • Ich habe nur noch Erinnerungsfetzen von meiner Kindheit.من فقط تکه‌های مبهمی از خاطرات کودکی‌ام را به یاد دارم.
  • Der alte Mann erzählte von seinen Erinnerungsfetzen aus dem Krieg.پیرمرد از تکه‌های خاطراتش از جنگ صحبت کرد.
  • Manchmal kommen einem unerwartet Erinnerungsfetzen hoch.گاهی اوقات تکه‌های خاطره به طور غیرمنتظره‌ای به ذهن می‌آیند.