das Erinnerungsstück
یادگاری، سوغاتی، یادبود
Bedeutungen
1
شیئی که برای زنده نگه داشتن خاطره یک رویداد، مکان یا شخص خاص نگهداری میشود؛ معمولاً به عنوان یادبود یا سوغاتی.
- Ich habe eine kleine Muschel als Erinnerungsstück von meinem Urlaub mitgebracht.من یک صدف کوچک به عنوان یادگاری از تعطیلاتم آوردم.
- Das alte Fotoalbum ist ein wertvolles Erinnerungsstück an unsere Kindheit.آلبوم عکس قدیمی یک یادگاری ارزشمند از دوران کودکی ماست.
- Sie bewahrt den Brief ihres Großvaters als wichtigstes Erinnerungsstück auf.او نامه پدربزرگش را به عنوان مهمترین یادگاری نگه میدارد.