das Erinnerungsstück

Aussprache: /ɛˈrɪnərʊŋsˌʃtʏk/
Worttrennung: Er·in·ne·rungs·stück
اسم

یادگاری، سوغاتی، یادبود

Bedeutungen

1

شیئی که برای زنده نگه داشتن خاطره یک رویداد، مکان یا شخص خاص نگهداری می‌شود؛ معمولاً به عنوان یادبود یا سوغاتی.

  • Ich habe eine kleine Muschel als Erinnerungsstück von meinem Urlaub mitgebracht.من یک صدف کوچک به عنوان یادگاری از تعطیلاتم آوردم.
  • Das alte Fotoalbum ist ein wertvolles Erinnerungsstück an unsere Kindheit.آلبوم عکس قدیمی یک یادگاری ارزشمند از دوران کودکی ماست.
  • Sie bewahrt den Brief ihres Großvaters als wichtigstes Erinnerungsstück auf.او نامه پدربزرگش را به عنوان مهمترین یادگاری نگه می‌دارد.