die Erkältung

Aussprache: /ɛɐ̯ˈkɛltʊŋ/
Worttrennung: Er·käl·tung
اسم

سرماخوردگی

Bedeutungen

1

یک بیماری ویروسی شایع که عمدتاً دستگاه تنفسی فوقانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و علائمی مانند آبریزش بینی، گلودرد، سرفه و گاهی تب خفیف دارد.

  • Ich habe mir eine Erkältung eingefangen und fühle mich schlapp.من سرما خورده‌ام و احساس ضعف می‌کنم.
  • Viel trinken und Ruhe helfen bei einer Erkältung.نوشیدن مایعات زیاد و استراحت به سرماخوردگی کمک می‌کند.
  • Im Winter haben viele Menschen eine Erkältung.در زمستان بسیاری از مردم سرما می‌خورند.