die Erkältung
سرماخوردگی
Bedeutungen
1
یک بیماری ویروسی شایع که عمدتاً دستگاه تنفسی فوقانی را تحت تأثیر قرار میدهد و علائمی مانند آبریزش بینی، گلودرد، سرفه و گاهی تب خفیف دارد.
- Ich habe mir eine Erkältung eingefangen und fühle mich schlapp.من سرما خوردهام و احساس ضعف میکنم.
- Viel trinken und Ruhe helfen bei einer Erkältung.نوشیدن مایعات زیاد و استراحت به سرماخوردگی کمک میکند.
- Im Winter haben viele Menschen eine Erkältung.در زمستان بسیاری از مردم سرما میخورند.