der Erklärungsversuch
تلاش برای توضیح، کوشش برای تبیین
Bedeutungen
1
اقدامی که برای روشن کردن یا توجیه یک موضوع، رویداد یا رفتار انجام میشود.
- Sein Erklärungsversuch für das späte Erscheinen war nicht überzeugend.تلاش او برای توضیح دیر رسیدنش قانعکننده نبود.
- Der Lehrer unternahm einen weiteren Erklärungsversuch.معلم تلاش دیگری برای توضیح انجام داد.
- Trotz aller Erklärungsversuche blieb die Situation unklar.با وجود تمام تلاشها برای توضیح، وضعیت نامشخص باقی ماند.