die Erläuterung
توضیح، شرح، تفسیر
Bedeutungen
1
فرایند یا نتیجه توضیح دادن یا روشن کردن چیزی؛ ارائه جزئیات بیشتر برای درک بهتر.
- Die Erläuterung des Lehrers half den Schülern, das Thema zu verstehen.توضیح معلم به دانشآموزان کمک کرد تا موضوع را بفهمند.
- Wir bitten um eine schriftliche Erläuterung der Vorkommnisse.ما درخواست توضیح کتبی برای وقایع را داریم.
- Die Erläuterung der komplexen Formel dauerte einige Zeit.شرح فرمول پیچیده مدتی طول کشید.