die Erlösung

Aussprache: /ɛɐ̯ˈløːzʊŋ/
Worttrennung: Er·lö·sung
اسم

رهایی، رستگاری، نجات

Bedeutungen

1

عمل رهایی یافتن از یک وضعیت ناخوشایند، دردناک یا محدود کننده؛ نجات یافتن.

  • Die Erlösung von seinen Leiden kam erst nach vielen Jahren.رهایی او از رنج‌هایش تنها پس از سال‌ها فرا رسید.
  • Viele Menschen hoffen auf die Erlösung durch Glauben.بسیاری از مردم به رستگاری از طریق ایمان امیدوارند.
  • Er sehnte sich nach der Erlösung aus dieser schwierigen Situation.او مشتاق رهایی از این وضعیت دشوار بود.
2

در الهیات مسیحی، نجات روح انسان از گناه و عواقب آن از طریق فداکاری عیسی مسیح.

  • Die christliche Lehre betont die Erlösung durch Jesus Christus.تعالیم مسیحی بر رستگاری از طریق عیسی مسیح تأکید دارند.
  • Glaube an die Erlösung ist ein zentraler Bestandteil des christlichen Glaubens.ایمان به رستگاری بخش مرکزی اعتقاد مسیحی است.
  • Die Gläubigen suchen die Erlösung ihrer Seelen.ایمان‌داران در پی نجات جان‌های خود هستند.