die Erlebnisreise

Aussprache: /ɛɐ̯ˈleːbnɪsˌʁaɪ̯zə/
Worttrennung: Er·leb·nis·rei·se
اسم

سفر ماجراجویانه، سفر پر از تجربه

Bedeutungen

1

سفری که بر تجربیات منحصر به فرد، فعالیت‌های ماجراجویانه و غوطه‌ور شدن در فرهنگ محلی تمرکز دارد، به جای صرفاً بازدید از جاذبه‌های توریستی.

  • Wir planten eine Erlebnisreise durch die Anden mit Trekking und kulturellen Begegnungen.ما یک سفر ماجراجویانه از میان رشته کوه‌های آند با پیاده‌روی و ملاقات‌های فرهنگی را برنامه‌ریزی کردیم.
  • Die Erlebnisreise bot uns die Möglichkeit, das echte Leben der Einheimischen kennenzulernen.این سفر پر از تجربه به ما این فرصت را داد که زندگی واقعی مردم محلی را بشناسیم.
  • Eine solche Erlebnisreise bleibt für immer in Erinnerung.چنین سفر پر از تجربه‌ای برای همیشه در خاطره می‌ماند.