die Erlesenheit
مرغوبیت، عالی بودن، نفیس بودن، برجستگی
Bedeutungen
1
کیفیت بسیار بالا، عالی بودن یا نفیس بودن چیزی، به ویژه در مورد اشیاء، غذاها یا تجربیات.
- Die Erlesenheit des Weines wurde von allen Gästen gelobt.مرغوبیت این شراب توسط همه مهمانان ستایش شد.
- Er schätzte die Erlesenheit der handgefertigten Möbel.او عالی بودن مبلمان دستساز را ارج مینهاد.
- Das Restaurant ist bekannt für die Erlesenheit seiner Küche.این رستوران به نفیس بودن غذاهایش شهرت دارد.
2
برجستگی، ممتاز بودن یا عالی بودن یک شخص یا ویژگیهای او.
- Seine Erlesenheit im Denken inspirierte viele seiner Schüler.برجستگی او در تفکر، بسیاری از شاگردانش را الهام بخشید.
- Die Erlesenheit ihres Charakters machte sie zu einer beliebten Persönlichkeit.ممتاز بودن شخصیت او، وی را به شخصیتی محبوب تبدیل کرد.
- Man erkannte die Erlesenheit seiner literarischen Werke sofort.عالی بودن آثار ادبی او را فوراً تشخیص دادند.