die Ermöglichung
ممکنسازی، فراهمآوری
Bedeutungen
1
فرایند یا عمل فراهم کردن شرایط، ابزار یا فرصت لازم برای وقوع یا انجام چیزی؛ ممکن ساختن.
- Die finanzielle Unterstützung war die entscheidende Ermöglichung des Projekts.حمایت مالی، فراهمآوری اساسی پروژه بود.
- Die Ermöglichung des Fernzugriffs erleichtert die Arbeit von unterwegs.ممکنسازی دسترسی از راه دور، کار در حال حرکت را آسانتر میکند.
- Die neue Technologie sorgt für die Ermöglichung schnellerer Datenübertragung.فناوری جدید، ممکنسازی انتقال سریعتر دادهها را تضمین میکند.