die Ermüdung
خستگی، فرسودگی
Bedeutungen
1
احساس خستگی جسمی یا ذهنی ناشی از فعالیت زیاد، کمبود خواب یا استرس.
- Nach dem langen Lauf spürte er eine tiefe Ermüdung in seinen Muskeln.پس از دویدن طولانی، او خستگی عمیقی در عضلاتش احساس کرد.
- Die ständige Überarbeitung führte zu chronischer Ermüdung.کار بیش از حد مداوم منجر به خستگی مزمن شد.
- Ermüdung kann die Konzentration und Reaktionszeit beeinträchtigen.خستگی میتواند تمرکز و زمان واکنش را مختل کند.
2
در مهندسی و علم مواد، کاهش مقاومت یک ماده در برابر تنشهای تکراری که میتواند منجر به شکست شود (خستگی مواد).
- Die Ermüdung des Metalls war die Ursache für den Bruch der Brücke.خستگی فلز علت شکست پل بود.
- Ingenieure müssen die Ermüdung von Bauteilen bei der Konstruktion berücksichtigen.مهندسان باید هنگام ساخت، خستگی قطعات را در نظر بگیرند.
- Die wiederholten Belastungen führten zu einer Ermüdung des Materials.فشارها و تنشهای مکرر منجر به خستگی ماده شد.