die Ermüdung

Aussprache: /ɛɐ̯ˈmyːdʊŋ/
Worttrennung: Er·mü·dung
اسم

خستگی، فرسودگی

Bedeutungen

1

احساس خستگی جسمی یا ذهنی ناشی از فعالیت زیاد، کمبود خواب یا استرس.

  • Nach dem langen Lauf spürte er eine tiefe Ermüdung in seinen Muskeln.پس از دویدن طولانی، او خستگی عمیقی در عضلاتش احساس کرد.
  • Die ständige Überarbeitung führte zu chronischer Ermüdung.کار بیش از حد مداوم منجر به خستگی مزمن شد.
  • Ermüdung kann die Konzentration und Reaktionszeit beeinträchtigen.خستگی می‌تواند تمرکز و زمان واکنش را مختل کند.
2

در مهندسی و علم مواد، کاهش مقاومت یک ماده در برابر تنش‌های تکراری که می‌تواند منجر به شکست شود (خستگی مواد).

  • Die Ermüdung des Metalls war die Ursache für den Bruch der Brücke.خستگی فلز علت شکست پل بود.
  • Ingenieure müssen die Ermüdung von Bauteilen bei der Konstruktion berücksichtigen.مهندسان باید هنگام ساخت، خستگی قطعات را در نظر بگیرند.
  • Die wiederholten Belastungen führten zu einer Ermüdung des Materials.فشارها و تنش‌های مکرر منجر به خستگی ماده شد.