das Erröten
سرخ شدن، گلگون شدن
Bedeutungen
1
فرآیند یا حالت سرخ شدن پوست صورت، معمولاً به دلیل خجالت، شرم، عصبانیت یا هیجان.
- Ihr plötzliches Erröten verriet ihre Verlegenheit.سرخ شدن ناگهانی او، دستپاچگیاش را آشکار کرد.
- Das Kompliment verursachte ein leichtes Erröten bei ihr.این تعریف باعث سرخ شدن خفیف او شد.
- Er versuchte, sein Erröten zu verbergen, aber es war offensichtlich.او سعی کرد سرخ شدنش را پنهان کند، اما آشکار بود.