die Ersatzfamilie

Aussprache: /ɛʁˈzatsfaˌmiːliə/
Worttrennung: Er·satz·fa·mi·lie
اسم

خانواده جایگزین

Bedeutungen

1

گروهی از افراد که نقش خانواده را برای کسی ایفا می‌کنند، به‌ویژه زمانی که خانواده بیولوژیکی در دسترس نیست یا حمایت کافی ارائه نمی‌دهد.

  • Nach dem Tod ihrer Eltern fand sie eine Ersatzfamilie bei ihren Großeltern.پس از مرگ والدینش، او خانواده جایگزین خود را در نزد پدربزرگ و مادربزرگش یافت.
  • Die Wohngemeinschaft entwickelte sich zu einer Art Ersatzfamilie.این هم‌خانگی به نوعی خانواده جایگزین تبدیل شد.
  • Für viele junge Athleten im Ausland ist das Team eine Ersatzfamilie.برای بسیاری از ورزشکاران جوان در خارج از کشور، تیم یک خانواده جایگزین است.